1
00:00:08,360 --> 00:00:14,990
‫- چشمانِ سوگوار -

2
00:01:31,740 --> 00:01:35,990
‫قسمت ۱۷

3
00:01:42,330 --> 00:01:43,830
‫سه‌شنبه، ۲۸ جولای، ساعت ۲۳:۱۵

4
00:01:47,670 --> 00:01:49,540
‫{\an8}ظهورِ شیئی شبیه به پرتگاه در دریا
‫ ۴ جولای ۲۰۱۶، طوفان، حادثه نامعلوم

5
00:01:51,750 --> 00:01:52,840
‫{\an7}در ۴ جولای ۲۰۱۶، یک ابرطوفان شهر را درنوردید و خسارات گسترده‌ای به بار آورد. در ۵ جولای ۲۰۱۵، یک وسیله نقلیه مرموز در بخش مسدود شده بزرگراه پیدا شد. بدنه آن پر از خراش بود و شبیه لاشه فلزی بود که بارها توسط چنگال‌های یک هیولای غول‌پیکر مورد حمله قرار گرفته است،

6
00:01:52,840 --> 00:01:53,380
‫{\an7}در ۴ جولای ۲۰۱۶، یک ابرطوفان شهر را درنوردید و خسارات گسترده‌ای به بار آورد. در ۵ جولای ۲۰۱۵، یک وسیله نقلیه مرموز در بخش مسدود شده بزرگراه پیدا شد.

7
00:01:54,050 --> 00:01:54,800
‫{\an7}در ۵ جولای ۲۰۱۵، یک وسیله نقلیه مرموز در بخش مسدود شده بزرگراه پیدا شد. بدنه آن پر از خراش بود و شبیه لاشه فلزی بود که بارها توسط چنگال‌های یک هیولای غول‌پیکر مورد حمله قرار گرفته است، و روی کاپوت آن ۳۷ فرورفتگی موازی به عمق ۳ سانتی‌متر وجود داشت.

8
00:02:06,670 --> 00:02:10,590
‫تو برای این مأموریت داوطلب شدی، درسته؟

9
00:02:10,590 --> 00:02:12,980
‫حتماً باید دلیلِ دیگه‌ای داشته باشه.

10
00:02:16,030 --> 00:02:16,860
‫من...

11
00:02:19,610 --> 00:02:22,530
‫این بار نمی‌خوام فرار کنم.

12
00:02:24,420 --> 00:02:29,620
‫حدس می‌زنم از زنجیره‌ی این اتفاقات،
‫بالاخره یه چیزی فهمیدی.

13
00:02:30,990 --> 00:02:33,250
‫پس...

14
00:02:40,670 --> 00:02:42,370
‫اون شبِ بارونی برگشته.

15
00:02:43,280 --> 00:02:46,330
‫تنها راه برای اینکه بفهمم اون مرد زنده‌ست یا مرده،

16
00:02:47,430 --> 00:02:49,980
‫اینکه حقیقتِ اون حادثه رو کشف کنم.

17
00:02:50,590 --> 00:02:51,800
‫اما قبل از اون،

18
00:02:53,180 --> 00:02:54,770
‫من به قدرت نیاز دارم.

19
00:03:19,770 --> 00:03:22,860
‫اون نشان... داره دوباره واضح میشه.

20
00:03:32,430 --> 00:03:35,490
‫آبیِ تیره. خونِ من بازیابی شده.

21
00:03:36,670 --> 00:03:40,000
‫قدرتم... اونم باید برگشته باشه.

22
00:03:40,000 --> 00:03:41,990
‫هی؟

23
00:03:41,990 --> 00:03:43,990
‫داری چیکار می‌کنی؟

24
00:03:43,990 --> 00:03:46,140
‫بیدارم کردی.

25
00:03:46,140 --> 00:03:48,860
‫دارم برای قهوه آب جوش میارم.

26
00:03:48,860 --> 00:03:51,590
‫می‌بینم که تمامِ شب پای اون لپ‌تاپ بودی.

27
00:03:51,590 --> 00:03:53,040
‫چیزی پیدا کردی؟

28
00:03:53,040 --> 00:03:55,500
‫هنوز نه، ولی به گشتن ادامه میدم.

29
00:03:56,770 --> 00:03:59,310
‫داری تاریخچه‌ی مرورگر رو چک می‌کنی.

30
00:03:59,920 --> 00:04:01,090
‫انجمن‌های گفتگو؟

31
00:04:01,680 --> 00:04:03,930
‫یه افسانه‌ی مخفی در مورد متروی شانگدو؟

32
00:04:04,720 --> 00:04:08,440
‫«افسانه‌ها میگن که اولین ایستگاه در سمتِ غربِ
‫خط یک، ایستگاه نایوآن هست،»

33
00:04:08,440 --> 00:04:12,640
‫«اما شماره‌ی ایستگاه نایوآن ۱۰۳ هست، نه ۱۰۱ یا ۱۰۲.»

34
00:04:12,960 --> 00:04:16,650
‫«در واقع، دو ایستگاهِ مخفی بعد از نایوآن وجود داره:»

35
00:04:16,650 --> 00:04:19,980
‫«۱۰۱ ایستگاهِ گائوسیشی، و ۱۰۲ ایستگاهِ سونگ‌شولینگ.»

36
00:04:20,370 --> 00:04:22,690
‫«دو تا ایستگاهِ حتی مخفی‌تر هم وجود داره:»

37
00:04:22,690 --> 00:04:24,860
‫«ایستگاهِ شوآن‌جیو و ایستگاهِ سانچاکو.»

38
00:04:25,390 --> 00:04:26,220
‫همین بود؟

39
00:04:27,010 --> 00:04:30,250
‫برای یه افسانه‌ی شهری بدک نیست،
‫ولی چرا همین‌طوری یهو تموم شد؟

40
00:04:30,250 --> 00:04:31,120
‫پایینش یه لینک هست.

41
00:04:31,120 --> 00:04:31,870
‫هان؟

42
00:04:33,470 --> 00:04:35,790
‫آها، یه وبلاگِ شخصیه.

43
00:04:35,790 --> 00:04:37,500
‫عه؟ خالیه که؟

44
00:04:38,000 --> 00:04:40,270
‫احتمالاً از وقتی ساخته شده استفاده نشده، نه؟

45
00:04:40,270 --> 00:04:42,670
‫شاید، یا شایدم...

46
00:04:44,800 --> 00:04:46,110
‫متن ظاهر شد.

47
00:04:46,110 --> 00:04:49,570
‫فشار دادنِ کلیدهای Ctrl و A با هم،
‫همه متن‌های صفحه رو انتخاب می‌کنه.

48
00:04:49,570 --> 00:04:52,520
‫اگه متنِ مخفی‌ای وجود داشته باشه،
‫رنگش به وضوح عوض میشه.

49
00:04:53,520 --> 00:04:54,980
‫«شما به یک کارت مترو نیاز دارید.»

50
00:04:54,980 --> 00:04:59,190
‫«وارد تمام ایستگاه‌های خط ۱ و خط دایره‌ای بشید،
‫همگی در طولِ یک روز.»

51
00:04:59,190 --> 00:05:02,330
‫«اون وقت می‌بینید که کارت مترو طلایی میشه.»

52
00:05:02,330 --> 00:05:05,760
‫«این کارت رو بکشید تا به ایستگاه‌های مخفی دسترسی پیدا کنید.»

53
00:05:06,880 --> 00:05:07,980
‫معنی این چیه؟

54
00:05:08,450 --> 00:05:11,200
‫مطمئن نیستم، ولی یادت باشه،

55
00:05:11,200 --> 00:05:15,080
‫این دو تا لپ‌تاپ متعلق به اون دو تا متخصصِ گمشده‌ست.

56
00:05:15,080 --> 00:05:19,170
‫کارِ اون‌ها این بود که هر روز خطوط مترو رو
‫برای پیدا کردنِ اهدافی با تبارِ اژدها بگردن.

57
00:05:19,660 --> 00:05:24,380
‫اون متخصصی که اسمش «وان بوچیان» بود، یانلینگش (قدرتش)
‫«پیوندِ خونی» بود که اون رو به خطِ خون خیلی حساس می‌کرد.

58
00:05:24,380 --> 00:05:27,130
‫ممکنه امپراتور اژدها توی مترو قایم شده باشه؟

59
00:05:27,130 --> 00:05:29,300
‫با اینکه اونجا بیشتر فضای خالیه،

60
00:05:29,300 --> 00:05:32,410
‫اما تونل‌های مترو واقعاً ترافیکِ بالایی دارن.

61
00:05:32,410 --> 00:05:35,810
‫با وجود گشت‌های روزانه، جای مناسبی برای مخفی شدن نیست.

62
00:05:37,130 --> 00:05:39,200
‫شما بروبچه‌های علمی اصلاً حالیتون نیست.

63
00:05:39,200 --> 00:05:42,270
‫افسانه‌های شهری همیشه شایعاتِ بی‌اساس نیستن.

64
00:05:42,270 --> 00:05:45,070
‫اگه واقعاً یه «قطار ارواح» وجود داشته باشه
‫که امپراتور اژدها رو حمل می‌کنه چی؟

65
00:05:45,360 --> 00:05:46,440
‫من به افسانه‌ها باور ندارم.

66
00:05:47,090 --> 00:05:50,490
‫اما می‌تونیم از مدل‌ها استفاده کنیم تا
‫داده‌های لرزه‌نگاری اطرافِ مترو رو تحلیل کنیم.

67
00:05:52,500 --> 00:05:53,570
‫خیلی خب.

68
00:05:53,570 --> 00:05:55,280
‫خبری از لو مینگ‌فی نشد؟

69
00:05:55,280 --> 00:05:57,470
‫احتمالاً هنوز تو کافی‌نته.

70
00:05:57,470 --> 00:06:00,850
‫شایدم با یه دختر خوشگل آشنا شده.

71
00:06:01,990 --> 00:06:04,420
‫قیافه‌ت کپیِ پسرعمه‌ی منه.

72
00:06:04,740 --> 00:06:08,460
‫پسرعمه‌ت راضیه که اینطوری داری
‫در موردِ قیافه‌ش بدگویی می‌کنی؟

73
00:06:08,460 --> 00:06:12,180
‫هی، میشه بهم یاد بدی چطوری بازی کنم؟

74
00:06:12,180 --> 00:06:14,270
‫تا حالا بازی نکردم.

75
00:06:14,270 --> 00:06:17,840
‫فکر کنم بهتره بری همون بازی‌های جورچین (Candy Crush) رو بازی کنی.

76
00:06:17,840 --> 00:06:19,190
‫نیازی هم نیست من بهت یاد بدم.

77
00:06:19,720 --> 00:06:22,370
‫انقدر سرد نباش دیگه.

78
00:06:22,370 --> 00:06:25,870
‫فقط فکر کردم قیافه‌ت آشناست و خواستم باهات بپرم.

79
00:06:25,870 --> 00:06:28,700
‫این همون دختر هنرمندیه که پیدا کردی؟

80
00:06:28,700 --> 00:06:31,220
‫پیدا کردنِ یکی تو این مدتِ کم، به اندازه‌ی کافی خوب هست!

81
00:06:31,220 --> 00:06:32,580
‫حداقل بامزه‌ست.

82
00:06:32,580 --> 00:06:37,250
‫تازه، مگه ایده‌ی خودت نبود که یه دختر جور کنیم
‫تا گولش بزنه و ببرتش تو لونه‌ی اژدها؟

83
00:06:37,250 --> 00:06:40,240
‫هی، مگه مجبور نبودم از تمامِ حقه‌ها استفاده کنم؟

84
00:06:40,240 --> 00:06:44,260
‫طبقِ زمان‌بندیِ نقشه، اون اژدها باید تا ۱۸ ساعت دیگه مرده باشه!

85
00:06:44,260 --> 00:06:47,820
‫ما باید لو مینگ‌فی رو بسته‌بندی می‌کردیم و
‫دو ساعتِ پیش می‌فرستادیمش تو لونه‌ی اژدها،

86
00:06:47,820 --> 00:06:50,070
‫ولی اون هنوز تو کافی‌نت داره استراحت می‌کنه.

87
00:06:50,070 --> 00:06:52,170
‫می‌دونی چیه؟ اگه همین الان نره،

88
00:06:52,170 --> 00:06:54,010
‫من اون کافی‌نت رو با خاک یکسان می‌کنم.

89
00:06:54,590 --> 00:06:58,290
‫حق با توئه. وقتشه که برای خرگوش کوچولومون هویج بندازیم.

90
00:06:58,290 --> 00:07:00,580
‫چطوری؟ گوشیش رو بدزدیم؟

91
00:07:00,580 --> 00:07:02,000
‫هی! گوشیِ من!

92
00:07:02,000 --> 00:07:03,150
‫فرار نکن! پسش بده!

93
00:07:04,000 --> 00:07:06,680
‫آقا، باید قبل از رفتن حساب کنید.

94
00:07:05,630 --> 00:07:08,430
‫واقعاً انجامش داد.

95
00:07:06,680 --> 00:07:08,430
‫حتماً، سریع باش!

96
00:07:08,430 --> 00:07:11,450
‫خب، حداقل لو مینگ‌فی بالاخره از کافی‌نت دل کند.

97
00:07:13,440 --> 00:07:15,360
‫فرار نکن! وایسا!

98
00:07:16,870 --> 00:07:18,870
‫لعنتی، اون دختر چطور انقدر تند می‌دوئه؟

99
00:07:18,870 --> 00:07:20,340
‫من یه درجه S هستم مثلاً.

100
00:07:21,680 --> 00:07:23,150
‫وضعیتِ این جاده...

101
00:07:31,280 --> 00:07:34,860
‫این... منم در حالِ حاضر؟

102
00:07:37,360 --> 00:07:39,070
‫من... هنوزم فقط یه بازنده‌م.

103
00:07:40,810 --> 00:07:43,310
‫حتی یه درجه S هم گوشیش دزدیده میشه.

104
00:07:44,560 --> 00:07:48,410
‫من... هنوزم فقط یه بدبختم.

105
00:07:49,060 --> 00:07:49,990
‫داداش.

106
00:07:51,070 --> 00:07:52,520
‫می‌دونستی؟

107
00:07:52,520 --> 00:07:54,560
‫من از روزهای بارونی بیشتر از همه متنفرم.

108
00:07:54,560 --> 00:07:57,250
‫خیس شدن همیشه باعث میشه احساس سرما کنم،

109
00:07:57,250 --> 00:07:58,480
‫و من از سرما متنفرم.

110
00:07:58,480 --> 00:07:59,680
‫چرا از چتر استفاده نمی‌کنی؟

111
00:07:59,680 --> 00:08:01,000
‫ما فروشنده‌ایم.

112
00:08:01,000 --> 00:08:03,340
‫چطور می‌تونیم راحت‌تر از مشتری‌هامون باشیم؟

113
00:08:03,340 --> 00:08:05,040
‫یادت نمیاد داداش؟

114
00:08:05,040 --> 00:08:10,170
‫قبلاً بهت گفتم که تو این دنیا،
‫فقط من طرفِ تو هستم.

115
00:08:10,750 --> 00:08:13,340
‫با اینکه خیلی دلم می‌خواد جونت رو بگیرم،

116
00:08:13,340 --> 00:08:16,140
‫اما همیشه باهات می‌مونم.

117
00:08:16,400 --> 00:08:19,950
‫اگه تو داری زیرِ بارون خیس میشی، منم چتر دستم نمی‌گیرم.

118
00:08:24,280 --> 00:08:27,400
‫گمشو. برو یه جایی پناه بگیر و خودت رو سرگرم کن.

119
00:08:28,200 --> 00:08:31,320
‫من خیسم چون گوشیم دزدیده شده.

120
00:08:31,320 --> 00:08:32,940
‫اون که چیزِ مهمی نیست.

121
00:08:33,530 --> 00:08:37,750
‫من اومدم بهت بگم که یه چیزِ خیلی مهم‌تر داره میاد.

122
00:08:37,750 --> 00:08:40,370
‫یه چیزی که سابقه نداشته.

123
00:08:40,370 --> 00:08:42,670
‫باید آماده باشی که باهاش روبرو بشی، داداش.

124
00:08:42,670 --> 00:08:44,300
‫وگرنه می‌میری.

125
00:08:44,300 --> 00:08:48,170
‫اگه قبل از اینکه قراردادم کامل بشه بمیری، دلم می‌شکنه.

126
00:08:48,460 --> 00:08:52,130
‫برای همین این بار، یه رمز تقلبِ جدید بهت میدم:

127
00:08:52,130 --> 00:08:53,260
‫«چیزی در ازای هیچ»!

128
00:08:54,470 --> 00:08:57,260
‫این رمز تقلب فوراً همه چیز رو ارتقا میده،

129
00:08:57,260 --> 00:08:59,720
‫و کارایی‌شون رو به حداکثر می‌رسونه.

130
00:08:59,720 --> 00:09:01,720
‫این یه قدرتِ واقعاً زمین‌لرزان هست،

131
00:09:02,060 --> 00:09:06,000
‫که می‌تونه حتی «چهار فرمانروای بزرگ» رو با یک ضربه نابود کنه.

132
00:09:06,000 --> 00:09:09,030
‫هزینه‌ش فقط یک‌چهارم از عمرِ توئه.

133
00:09:10,490 --> 00:09:13,770
‫چیزی... در ازای هیچ؟

134
00:09:14,280 --> 00:09:15,400
‫یعنی چی؟

135
00:09:15,400 --> 00:09:18,880
‫معامله کردنِ یه چیزِ باارزش، در حالی که هیچی گیرت نمیاد.

136
00:09:18,880 --> 00:09:20,790
‫معنی تحت‌الفظیش اینه.

137
00:09:21,900 --> 00:09:22,840
‫بی‌خیال.

138
00:09:23,460 --> 00:09:25,430
‫هیچ‌کدومِ اینا برام مهم نیست.

139
00:09:25,430 --> 00:09:27,070
‫پس گرفتنِ گوشیم مهم‌تره.

140
00:09:27,070 --> 00:09:28,170
‫چته؟

141
00:09:28,170 --> 00:09:29,740
‫ناراحتی؟

142
00:09:30,240 --> 00:09:31,050
‫نه.

143
00:09:31,500 --> 00:09:33,210
‫پس احساس می‌کنی در حقت ظلم شده؟

144
00:09:33,210 --> 00:09:38,090
‫تو یه قهرمانی، ولی بقیه مردم تو رو
‫یه بازنده‌ی بی‌مصرف می‌بینن.

145
00:09:38,090 --> 00:09:41,870
‫تو یک‌چهارم از عمرت رو فدا کردی تا اون دختره، نونو، رو نجات بدی.

146
00:09:41,870 --> 00:09:43,640
‫ولی هیچ‌کس نمی‌دونه.

147
00:09:43,640 --> 00:09:45,720
‫حتی خودت هم جرأت نداری بهش اعتراف کنی.

148
00:09:46,440 --> 00:09:49,150
‫جدی، چرا انقدر بدشانسی؟

149
00:09:49,150 --> 00:09:50,130
‫گمشو!

150
00:09:58,300 --> 00:10:00,900
‫نمی‌تونی فرار کنی، داداش.

151
00:10:01,440 --> 00:10:03,020
‫تو همین الانشم گیر افتادی.

152
00:10:03,830 --> 00:10:07,090
‫یکی اون جلو هست که بهت نیاز داره.

153
00:10:07,620 --> 00:10:09,360
‫نه! نیا جلو!

154
00:10:09,360 --> 00:10:10,640
‫اون دختره ست که اونجا بود.

155
00:10:12,170 --> 00:10:13,700
‫نیا جلو، نیا جلو!

156
00:10:13,700 --> 00:10:15,810
‫من همه چیز رو بهت دادم! بذار برم!

157
00:10:15,810 --> 00:10:18,210
‫فکر کردی ما به یه گوشی راضی میشیم؟

158
00:10:18,210 --> 00:10:20,570
‫یالا، بذار درست حسابی بگردمت.

159
00:10:20,570 --> 00:10:22,050
‫ببینیم دیگه چی داری.

160
00:10:20,570 --> 00:10:22,050
‫نه، نیا جلو!

161
00:10:20,960 --> 00:10:22,050
‫بسه!

162
00:10:24,350 --> 00:10:25,340
‫رئیس...

163
00:10:26,370 --> 00:10:29,020
‫بـ-بهتره ولش کنید بره، وگرنه...

164
00:10:29,020 --> 00:10:30,070
‫داری منو می‌ترسونی؟

165
00:10:33,110 --> 00:10:34,570
‫شوریوکن! (مشت اژدها)

166
00:10:36,810 --> 00:10:38,320
‫کارت درسته!

167
00:10:40,320 --> 00:10:42,740
‫اگه عرضه نداری، ادای قهرمانا رو در نیار.

168
00:10:42,740 --> 00:10:44,940
‫اصلاً نمی‌تونم آدمای مثل تو رو تحمل کنم.

169
00:10:45,370 --> 00:10:47,480
‫هر چی پول داری رد کن بیاد.

170
00:10:49,860 --> 00:10:50,800
‫فرار نکن!

171
00:10:51,590 --> 00:10:53,480
‫رئیس، دوید رفت تو خیابون.

172
00:10:53,480 --> 00:10:54,380
‫دیگه بهش نمی‌رسیم.

173
00:10:54,380 --> 00:10:56,460
‫لعنتی! تفریحم رو خراب کرد!

174
00:10:56,460 --> 00:10:57,950
‫وقتِ مردنه!

175
00:10:57,950 --> 00:11:01,050
‫می‌دونم که تو جونت رو برای همچین چیزی معامله نمی‌کنی.

176
00:11:01,770 --> 00:11:05,060
‫پس صبر می‌کنم تا کتک زدنشون تموم بشه
‫تا بعدش با هم بریم.

177
00:11:07,680 --> 00:11:09,440
‫خب، می‌خوای چیکار کنم؟

178
00:11:09,440 --> 00:11:11,200
‫کارای خیر انجام بدم؟

179
00:11:11,200 --> 00:11:12,700
‫این سبکِ من نیست.

180
00:11:14,400 --> 00:11:16,530
‫ترجیح میدم به جای اینکه کتک خوردنت رو ببینم،

181
00:11:16,530 --> 00:11:18,360
‫منظره‌ی شب رو تماشا کنم.

182
00:11:18,360 --> 00:11:21,860
‫خیلی قشنگه، و با یکم نورپردازی بهترم میشه.

183
00:11:27,200 --> 00:11:28,610
‫به این شهر نگاه کن.

184
00:11:29,120 --> 00:11:30,470
‫حسِ تنهایی بهت نمیده؟

185
00:11:31,360 --> 00:11:34,990
‫توجه کردی خیابون‌ها چقدر خالی‌ان؟

186
00:11:35,760 --> 00:11:37,960
‫ولی همه جا آدم هست.

187
00:11:38,390 --> 00:11:40,680
‫پشتِ هر پنجره‌ی روشن یکی هست.

188
00:11:41,370 --> 00:11:44,780
‫مردهایی کنارِ زن‌هایی که دوستشون دارن. و تو؟

189
00:11:45,320 --> 00:11:49,140
‫تو داری زیرِ بارونِ یخ‌زده راه میری، بدون اینکه جایی برای رفتن داشته باشی.

190
00:11:49,140 --> 00:11:51,430
‫تو یه بازنده‌ی واقعی هستی.

191
00:11:52,820 --> 00:11:56,320
‫فکر می‌کنی اون دختره قراره به پلیس زنگ بزنه تا نجاتت بده؟

192
00:11:56,320 --> 00:11:58,030
‫اون دنبالِ دردسر نیست،

193
00:11:58,030 --> 00:11:59,650
‫و خیلی وقته که تو رو قال گذاشته.

194
00:12:04,260 --> 00:12:06,760
‫داستانِ «دخترک کبریت‌فروش» یادت میاد؟

195
00:12:06,760 --> 00:12:10,480
‫اما تو حتی کبریت هم نداری، برادرِ عزیزم.

196
00:12:10,480 --> 00:12:12,250
‫احمق نباش دیگه، باشه؟

197
00:12:12,250 --> 00:12:14,750
‫آخه چطور یه نفر تو این دنیا می‌تونه به خنگیِ تو باشه؟

198
00:12:14,750 --> 00:12:19,040
‫مگه میشه کسی که تو این دنیا تنها زندگی می‌کنه، احساسِ تنهایی نکنه؟

199
00:12:20,170 --> 00:12:21,300
‫لو مینگ‌فی،

200
00:12:21,600 --> 00:12:24,130
‫تو احساسِ ناامیدی نمی‌کنی چون بعضی آدما...

201
00:12:24,130 --> 00:12:26,500
‫مثل خیریه، تیکه‌پاره‌های امید رو
‫جلوی پات می‌ریزن.

202
00:12:27,080 --> 00:12:31,160
‫وقتی ناامید بشی، تبدیل به
‫آدمِ کاملاً متفاوتی میشی.

203
00:12:32,320 --> 00:12:35,240
‫ولی بالاخره یه روز ناامید میشی،

204
00:12:35,900 --> 00:12:38,130
‫چون اون موقع هیچی نخواهی داشت.

205
00:12:38,690 --> 00:12:41,940
‫تو بی‌مصرفی، تو زیادی هستی.

206
00:12:41,940 --> 00:12:43,760
‫هیچ‌کس واقعاً بهت نیاز نداره.

207
00:12:43,760 --> 00:12:45,390
‫تو یه شوخیِ مسخره‌ای.

208
00:12:45,390 --> 00:12:48,660
‫تو هیچ‌وقت از «اندوهِ خون» فرار نکردی،

209
00:12:48,660 --> 00:12:50,620
‫اما هنوز حتی متوجهش هم نشدی.

210
00:12:51,410 --> 00:12:53,360
‫احساس تنهایی نمی‌کنی؟

211
00:12:58,990 --> 00:13:01,410
‫خنده‌داره، واقعاً خنده‌داره.

212
00:13:01,410 --> 00:13:04,170
‫تا حالا جوک از این بامزه‌تر نشنیده بودم!

213
00:13:04,170 --> 00:13:07,780
‫اونا محبت رو مثل دونه‌های برنجی که
‫تهِ کاسه مونده، جلوت پرت می‌کنن.

214
00:13:08,380 --> 00:13:11,640
‫تنها کسی که واقعاً دوستت داره، شیطانه!

215
00:13:11,640 --> 00:13:14,400
‫فقط من! فقط این شیطان، من!

216
00:13:21,440 --> 00:13:23,660
‫چرا بغلم نمی‌کنی؟

217
00:13:24,360 --> 00:13:28,580
‫چرا تنها کسی تو دنیا که بهت نیاز داره رو بغل نمی‌کنی؟

218
00:13:31,390 --> 00:13:36,540
‫تو... کسی هستی که مشخصاً
‫از همه غمگین‌تری!

219
00:13:36,540 --> 00:13:38,690
‫بی‌خیال داداش.

220
00:13:38,690 --> 00:13:40,860
‫من بدم نمیاد هوای مشتری‌هام رو داشته باشم.

221
00:13:40,860 --> 00:13:43,830
‫بیا، بذار خیابون‌ها رو برات تمیز کنم.

222
00:13:43,830 --> 00:13:46,030
‫چرا انقدر آشغال تو خیابونه؟

223
00:13:46,030 --> 00:13:50,010
‫اینجا باید خلوت‌تر باشه،
‫درست مثلِ قلبِ خالیِ تو در حالِ حاضر.

224
00:13:50,570 --> 00:13:53,440
‫این یه نسخه‌ی آزمایشیه، دقیقاً مثلِ نسخه اصلی،

225
00:13:53,440 --> 00:13:55,800
‫اما نسخه‌ی اصلی صد برابر قوی‌تره!

226
00:13:55,800 --> 00:13:57,830
‫«چیزی در ازای هیچ»...

227
00:13:57,830 --> 00:14:00,610
‫یک درصد... همگام‌سازی!

228
00:14:06,160 --> 00:14:07,730
‫داداش.

229
00:14:10,100 --> 00:14:11,460
‫داداش.

230
00:14:12,360 --> 00:14:16,160
‫تو... بالاخره اومدی که منو ببینی.

231
00:14:20,140 --> 00:14:21,940
‫رئیس، می‌خوایم...

232
00:14:21,940 --> 00:14:22,920
‫هان؟

233
00:14:23,250 --> 00:14:26,840
‫بیشتر از هر چیزی متنفرم از اینکه
‫کسی وسایلم رو برداره.

234
00:14:27,300 --> 00:14:30,790
‫«هر چی که از دست دادم رو خودم پس می‌گیرم،
‫تیکه به تیکه.»

235
00:14:30,790 --> 00:14:32,640
‫یادت میاد کی اینو گفت؟

236
00:14:32,640 --> 00:14:34,020
‫مالِ یه فیلمِ خیلی قدیمیه.

237
00:14:34,960 --> 00:14:36,780
‫رئیس، چه خبره؟

238
00:14:36,780 --> 00:14:39,380
‫اون... انگار یه آدمِ کاملاً متفاوت شده.

239
00:14:40,620 --> 00:14:42,890
‫از چی می‌ترسی؟ برو!

240
00:14:43,940 --> 00:14:45,260
‫نمی‌تونی حدس بزنی؟

241
00:14:45,260 --> 00:14:46,780
‫فیلمِ «فردایی بهتر» (A Better Tomorrow)!

242
00:14:47,170 --> 00:14:49,860
‫فیلمش قدیمیه، ولی دیالوگش خیلی خوبه!

243
00:14:49,860 --> 00:14:54,610
‫«هر چی که از دست دادم رو خودم پس می‌گیرم،
‫تیکه به تیکه.»

244
00:14:58,480 --> 00:15:00,850
‫می‌دونی چرا رفتارم با تو متفاوت از اوناست؟

245
00:15:01,370 --> 00:15:03,550
‫چون تو همین الان گفتی «شوریوکن».

246
00:15:03,550 --> 00:15:05,280
‫منم «استریت فایتر» بازی می‌کنم.

247
00:15:05,280 --> 00:15:06,840
‫حرکتِ شوریوکن معرکه‌ست.

248
00:15:08,210 --> 00:15:09,550
‫بله، بله...

249
00:15:09,550 --> 00:15:11,430
‫اون گوشی که دزدیدی؟

250
00:15:11,430 --> 00:15:12,770
‫مالِ منه.

251
00:15:12,770 --> 00:15:14,050
‫آها، درسته.

252
00:15:14,050 --> 00:15:18,010
‫من با کسی که مثلِ خودم عاشقِ «استریت فایتر» باشه،
‫انقدر خشن رفتار نمی‌کنم.

253
00:15:18,010 --> 00:15:19,870
‫فقط باهاش در مورد بازی گپ می‌زنم.

254
00:15:21,330 --> 00:15:23,370
‫می‌دونی کاراکتر مورد علاقه‌ی من کیه؟

255
00:15:24,880 --> 00:15:26,170
‫«زانگیف»ـه.

256
00:15:27,220 --> 00:15:30,510
‫حرکتِ «پایل‌درایورِ چرخشی» (Spinning Piledriver) اون خیلی خفنه.

257
00:15:31,410 --> 00:15:35,080
‫کنجکاوم بدونم از آسمون خوشت میاد یا نه.

258
00:16:04,480 --> 00:16:06,300
‫این...

259
00:16:07,780 --> 00:16:09,300
‫تو این کار رو کردی؟

260
00:16:09,300 --> 00:16:10,360
‫نه،

261
00:16:10,360 --> 00:16:11,630
‫تو کردی.

262
00:16:12,220 --> 00:16:14,280
‫من فقط یکم بهت ابتکارِ عمل دادم.

263
00:16:16,540 --> 00:16:17,490
‫تو...

264
00:16:17,490 --> 00:16:20,240
‫کجا داری میری داداش؟

265
00:16:20,240 --> 00:16:22,560
‫مگه قرار نبود با هم بریم؟

266
00:16:24,800 --> 00:16:25,830
‫تو دیوونه‌ای!

267
00:16:26,380 --> 00:16:29,210
‫تو یه روانیِ کاملی! گمشو!

268
00:16:29,210 --> 00:16:31,360
‫دنبالم نیا! دنبالم نیا!

269
00:16:34,260 --> 00:16:35,380
‫داداش.

270
00:16:36,240 --> 00:16:38,220
‫تو قطعاً برمی‌گردی پیشِ من.

271
00:16:39,080 --> 00:16:41,270
‫تو همین الانشم گیر افتادی.

272
00:16:52,290 --> 00:16:54,600
‫چو زیهانگ در حین مأموریت ناپدید شد،

273
00:16:54,600 --> 00:16:56,800
‫در خط ۱ متروی شانگدو.

274
00:17:00,000 --> 00:17:01,300
‫داداش!

275
00:17:02,390 --> 00:17:04,280
‫چرا منو با خودت نبردی؟

276
00:17:04,970 --> 00:17:06,460
‫بازم داری تنهایی انجامش میدی!

277
00:17:09,240 --> 00:17:13,000
‫این بار، نمی‌ذارم منو جا بذاری.

278
00:17:13,000 --> 00:17:13,880
‫من دارم میام اونجا!

279
00:17:28,080 --> 00:17:29,310
‫خیلی دیره.

280
00:17:29,790 --> 00:17:31,820
‫مترو باید الان بسته باشه.

281
00:17:44,170 --> 00:17:47,850
‫اینجا... دیگه چه جهنمیه؟

282
00:17:49,290 --> 00:17:53,360
‫عالی شد. با یه پیامک، خرگوش شماره ۱
‫به ایستگاه مترو کشونده شد،

283
00:17:53,360 --> 00:17:55,920
‫یا بهتره بگم، به «نیبلونگن».

284
00:17:55,920 --> 00:17:58,030
‫حیف که سیگنال اونجا خیلی وقته مسدود شده،

285
00:17:58,030 --> 00:18:00,020
‫برای همین الان نمی‌تونیم قیافه‌ی وحشت‌زده‌ی
‫خرگوش رو ببینیم.

286
00:18:00,020 --> 00:18:01,930
‫هان؟ تو تا حالا رفتی نیبلونگن؟

287
00:18:02,210 --> 00:18:05,140
‫نه، کی دلش می‌خواد بره تو اون خراب‌شده؟

288
00:18:05,140 --> 00:18:06,850
‫ولی خرگوش شماره ۲ اونجا بوده.

289
00:18:06,850 --> 00:18:07,900
‫چو زیهانگ؟

290
00:18:07,900 --> 00:18:11,180
‫آره. اون وقتی بچه بود به اون جایی رفت
‫که جای زنده‌ها نیست.

291
00:18:11,700 --> 00:18:14,290
‫اون موقع، ورودیش روی پل روگذر بود.

292
00:18:14,290 --> 00:18:18,780
‫این بار، فقط یکی از خرگوش‌ها می‌تونه
‫زنده از لونه‌ی گرگ بیاد بیرون، مگه نه؟

293
00:18:19,130 --> 00:18:24,580
‫آره. خرگوش شماره ۲ که خوش‌تیپ، باادب،
‫موجه اما یه جورایی خونسرده،

294
00:18:24,580 --> 00:18:27,510
‫قراره راه رو برای خرگوش شماره ۱ که
‫ترسو، به درد نخور و بی‌عرضه‌ست باز کنه،

295
00:18:27,510 --> 00:18:29,910
‫تا قبل از مردن بتونه اژدها رو بکشه.

296
00:18:30,490 --> 00:18:33,590
‫داستانش یکم کلیشه‌ایه،
‫ولی هنوزم دراماتیکه.

297
00:18:33,590 --> 00:18:35,200
‫واقعاً حیف شد.

298
00:18:35,200 --> 00:18:36,970
‫پسرِ خوب و درست‌حسابی‌ایه.

299
00:18:36,970 --> 00:18:39,800
‫به هر حال بدونِ اینکه جاده‌صاف‌کنِ لو مینگ‌فی بشه هم
‫زیاد زنده نمی‌موند.

300
00:18:39,800 --> 00:18:41,050
‫اونم مثلِ ماست،

301
00:18:41,050 --> 00:18:42,890
‫یه قمارباز سرِ میزِ سرنوشت.

302
00:18:42,890 --> 00:18:44,010
‫منظورت چیه؟

303
00:18:44,010 --> 00:18:44,440
‫{\an8}فشرده‌سازیِ داده‌ها موفقیت‌آمیز بود.

304
00:18:44,010 --> 00:18:47,180
‫اون سرِ خودش شرط بسته.

305
00:18:44,390 --> 00:18:45,220
‫{\an8}در حالِ ارسال.

306
00:18:47,700 --> 00:18:51,000
‫اون وقتِ زیادی براش نمونده.

307
00:18:50,110 --> 00:18:52,170
‫{\an8}شروع انتقال...
‫با موفقیت به مدلِ داده‌های چو زیهانگ منتقل شد.

308
00:18:59,240 --> 00:19:00,530
‫محاسبات تموم شد؟

309
00:19:03,440 --> 00:19:05,020
‫خیلی سریع‌تر از انتظارم.

310
00:19:05,990 --> 00:19:09,750
‫این اجرا از داده‌های ساعت ۱۱ شب تا ۶ صبح استفاده کرد.

311
00:19:09,750 --> 00:19:11,710
‫مترو شب‌ها کار نمی‌کنه،

312
00:19:12,380 --> 00:19:14,490
‫اما تحلیل‌ها نشون میده که

313
00:19:14,490 --> 00:19:18,040
‫لرزش‌های خفیفی هر شب در اطراف
‫مترو وجود داره.

314
00:19:19,050 --> 00:19:20,200
‫یعنی ممکنه واقعاً چیزی...

315
00:19:20,830 --> 00:19:22,300
‫توی مترو مخفی شده باشه؟

316
00:19:23,330 --> 00:19:24,010
‫فینگر.

317
00:19:26,880 --> 00:19:28,200
‫کی رفت؟

318
00:19:31,940 --> 00:19:33,020
‫این بار،

319
00:19:34,130 --> 00:19:35,740
‫فرار نمی‌کنم.

320
00:19:36,870 --> 00:19:38,540
‫دارم میام سراغت،

321
00:19:39,790 --> 00:19:40,610
‫بابا.

322
00:19:45,140 --> 00:19:48,090
‫نزدیک‌ترین ایستگاه مترو زیرِ «اورینتال پلازا»ست.

323
00:19:48,090 --> 00:19:51,190
‫شب بهترین زمان برای بررسیه.

324
00:20:07,350 --> 00:20:09,980
‫هیچ نگهبانی نیست. عالیه.

325
00:20:14,630 --> 00:20:16,440
‫الان تو طبقه منفیِ یک هستم.

326
00:20:16,440 --> 00:20:18,410
‫حتی اگه بیرون سیل هم اومده باشه،

327
00:20:18,410 --> 00:20:20,710
‫نباید صدای بارون رو از روی سقف بشنوم.

328
00:20:23,610 --> 00:20:25,660
‫نشان داره می‌سوزه.

329
00:20:37,180 --> 00:20:38,210
‫چرخ‌دنده‌ها...

330
00:20:39,280 --> 00:20:40,630
‫دارن شروع به چرخیدن می‌کنن.

331
00:20:42,840 --> 00:20:44,020
‫برگشته.

332
00:20:45,570 --> 00:20:46,460
‫آب؟

333
00:20:50,770 --> 00:20:53,520
‫چرا وقتی سیگنال ندارم برام نوتیفیکیشن میاد؟

334
00:20:53,870 --> 00:20:57,150
‫ناهار خونه‌ی شیا می، امروز ساعت ۱۲ ظهر.

335
00:20:58,480 --> 00:21:00,510
‫کی این یادآور رو تنظیم کردم؟

336
00:21:02,570 --> 00:21:05,080
‫شاید وقتی حواسم نبوده شیا می این کار رو کرده.

337
00:21:12,700 --> 00:21:14,040
‫همین‌جاست.

338
00:21:19,680 --> 00:21:22,020
‫مترو تو این ساعت...

339
00:21:22,840 --> 00:21:24,250
‫یکم ترسناکه.

340
00:21:25,150 --> 00:21:26,800
‫هیچ نگهبانی هم این دور و بر نیست.

341
00:21:26,800 --> 00:21:28,150
‫اتفاقی قرار نیست بیفته، مگه نه؟

342
00:21:29,540 --> 00:21:31,220
‫بریم تو و یه نگاهی بندازیم.

343
00:21:32,800 --> 00:21:34,580
‫هان، این...

344
00:21:36,540 --> 00:21:38,200
‫کجا باید برم تا داداش رو پیدا کنم؟

345
00:21:39,720 --> 00:21:41,360
‫سعی می‌کنم بهش زنگ بزنم.

346
00:21:43,130 --> 00:21:45,230
‫سیگنال نیست؟

347
00:21:45,230 --> 00:21:47,170
‫درست مثلِ متروی آنگو!

